بررسي « هويت انسان » از ديدگاه روان شناسي اسلامي

دكتر سيد ابوالقاسم حسيني‏ 1


مفهوم « هويت » در مطالعه شخصيت منظور خود اساسي و مستمر فرد مفهوم دروني وذهني از خويش به عنوان يك « شخص » مي باشد و كاربرد آن را در جنبه هائي مانند هويت نقش جنسي هويت نژادي و هويت گروهي مطرح ساخته است .
كاربرد « تفكر سيستمي » در اين مورد ضروري است ولازم است هم ساختار شخصيت و نوسان هاي آن و هم سيستم هاي فرعي و فراگير زندگي انسان مورد بررسي قرار گيرند.
« هويت واقعي » انسان مربوط به فعل و انفعال بين نيروي فطرت مي باشد. اگر عقل فطري (فطرت ) بر شهوت غلبه نمايد مي تواند آن را كنترل نمايد و در اين حال « انسان كنترل شده » يا « متقي » به وجود مي آيد كه مي تواند با قرار دادن خود در دا خل سيستم ايدئولوژي توحيدي به اطمينان كامل دست يابد و به « نفس مطمئنه » تبديل شود.
چنانچه شهوت بر فطرت (عقل فطري ) غلبه كند قلب معكوس و وارونه به وجود مي آيد كه نسبت به انجام كار خير بيگانه است و گنگ و كر و كور مي باشد كه عامل هر فساد تباهي انحراف و جرم است .

مقدمه
در مورد ساختار حياتي انسان دو نظريه متفاوت وجود دارد. در يك طيف از نظريه ها وجود « عامل غير ملكولي » در ساختار وجودي انسان نفي مي گردد و در طيف ديگر اين اعتقاد وجود دارد كه علاوه بر ملكول ها يك « عامل غير شيميايي » نيز در ساختار وجودي انسان وجود دارد. ما « مفهوم هويت » را در هر دو طيف بررسي مي كنيم .

هويت مولكولي
از ديدگاه « نظريه مكانيستي حيات » انسان و ساير موجودهاي زنده جز مجموعه هاي مولكولي چيز ديگري نيستند و تمام فعل و انفعال هاي زيستي رواني و اجتماعي انسان از همين مجموعه هاي مولكولي سرچشمه مي گيرند. به اين ترتيب در كشف « عامل اصلي هويت » از ديدگاه آن ها فقط مولكول ها را مي توان معرفي كرد و در حقيقت هويت انسان فقط در « هويت ملكولي » خلاصه مي شود. باتوجه به مشخص بودن خواص فيزيكي و شيميايي ملكول ها و تركيب هاي ناشي از آن ها اين نظريه براي ارائه تفسيري قابل قبول در مورد هويت انسان با تناقض رو به رو است و يك بار ديگر عدم واقع گرائي و باطل بودن اين نظريه اثبات مي شود.

مجموعه هويت ملكولي و غير مولكولي
طيف مقابل نظريه مكانيستي حيات نظريه هايي هستند كه معتقدند علاوه بر ملكول ها يك « عامل غيرشيميايي » نيز در انسان وجود دارد كه در اين مورد مي توان به نظريه « اصالت روان » و نظريه « كليه گرايي » اشاره كرد. در اين نظريه ها ضمن توجه به ملكول ها اين اعتقاد وجود دارد كه موجودات زنده و از جمله انسان تنها از عناصر ملكولي و تركيب هاي شيميائي ناشي از آن تشكيل نشده اند. اين مكاتب بر وجود يك عامل واقعيت يا « هويت غيرملكولي » به نام « روان » تاكيد مي نمايند كه عامل حيات انسان و ارتباطهاي ملكولي مي باشد. بديهي است از ديدگاه اين مكتب وجود « هويت ملكولي » در انسان و ساير موجودات زنده نفي نمي گردد. زيرا سلامت « هويت ملكولي » و تعادل در آن براي دستيابي به سلامت رواني ضروري است .
با بررسي زيست شناسي روان شناسي جانوران و فيزيولژي انسان « روان » را مي توان با عنوان « عامل حيات » مطرح كرد كه ده مشخصه براي آن وجود دارد و در اينجا لازم است به يكي از آن ها اشاره شود.

« اسحق آسيموف » يكي از متخصصان زيست شناسي تعداد ملكول هاي موجود در هر سلول كبدي را دويست تريليون ملكول تخمين علمي مي زند و حال آنكه « گايتون » يكي از متخصصان فيزيولژي انسان تعداد سلول هاي بدن انسان را 100 تريليون سلول تخمين مي زند . اگر با اغماض نسبي تمام سلول هاي بدن را حاوي 200 تريليون بدانيم مجموع ملكول هاي بدن انسان 20 000 تريليون تريليون نامتجانس به دست مي آيد . در اين حال بايد پرسيد عاملي كه موجب هماهنگي و يكپارچگي اين تعداد ملكول نامتجانس مي گردد و يك سازمان زيستي به نام انسان را به وجود مي آورد چيست چگونه هويت واحدي كه تا پايان عمر و تا ابد ثابت باقي مي ماند به وجود مي آيد آيا اين عامل مي تواند شيميايي باشد اگر اين عامل شيميايي است نوع آن چيست تا آن جا كه مطالعات علمي ـ تخصصي نشان مي دهد تاكنون هيچ محققي عامل شيميايي خاصي را به عنوان « عامل ايجاد هويت انسان » معرفي نكرده است . به نظر مي رسد بررسي منصفانه در اين مورد ما را به غير شيميايي و غير مادي بودن عامل حيات رهنمون مي سازد زيرا كنار هم قرار گرفتن ملكول هاي مختلف موجب بروز « پديده حياتي » و تماميت موجود زنده نمي گردد. در حقيقت علم بيوشيمي نيز با تفسير صرفا شيميايي فعل و انفعال هاي حياتي قادر به توجيه پديده هاي شيميايي نيست مگر آن كه « عامل حيات » را به عنوان يك « عامل غيرشيميايي » به حساب آورد.

نقش « عامل حيات » در ساختار شخصيت
« عامل حيات » را مي توان به جريان الكتريسيته تشبيه كرد. جريان الكتريسيته قدت راه اندازي و فعال كردن دستگاه هاي مختلف را دارد و خود نيز داراي اثرات اختصاصي است .
ارتباط « عامل حيات » با ملكول ها منجر به بروز آثار حياتي نيرو و تمايلات خاصي مي گردد كه در آموزش هاي اسلامي مجموعا به نام « شهوت » ناميده مي شود و « عامل حيات » بدون تماس با ماده خود داراي هويت اختصاصي است كه در مجموع در آموزش هاي اسلامي به نام « فطرت (عقل فطري ) » ناميده مي شود. سازمان شخصيت از ديدگاه مكتب روان شناسي اسلامي از دو عامل اصلي عقل و شهوت تشكيل شده است . بنا به تعريف علي عليه السلام عقل داراي دو بعد « عقل مطبوع » يا « عقل طبيعي » و « عقل مسموع » مي باشد. « عقل مطبوع » با عنوان هاي « عقل فطري » فطرت و وجدان به كار مي رود. عقل مسموع با مفاهيم « عقل تجربي و اكتسابي » به كار مي رود و نتيجه كاركرد دستگاه اعصاب مركزي است . ساختارهاي فوق كه عناصر سازنده هويت انسان مي باشند همگي متغير هستند. يعني در اثر عوامل داخلي و خارجي در هر لحظه ممكن است در معرض تغييرهاي بسيار وسيع قرار گيرند. در نتيجه هويت انسان يك جنبه كاملا تغييرپذير است و به منظور آشنائي و فهم اين تغييرات و كشف « هويت ثابت انسان » لازم است عناصر فوق بررسي شوند.

فعل و انفعال هاي سيستم هاي فرعي ساختار شخصيت
سه سيستم فرعي شهوت عقل فطري و عقل تجربي بالقوه ساختار شخصيت انسان را تشكيل مي دهند ولي بر حسب شرايط زماني و مكاني عملكرد فرد ا رتباط سيستم هاي فرعي فوق متفاوت خواهد بود.
در همه انسان ها « عقل تجربي » نقش ارتباط دهنده آن ها با ديگران و دنياي خارج را بر عهده دارد و مركز آن مغز است .
بيشترين تغييرات ناشي از نيروي دو سيستم فرعي عقل فطري و شهوت است كه در عمل سه نتيجه كاملا متفاوت به صورت زير به وجود مي آورد.
الف . نيروي بيشتر عقل و حاكميت آن بر شهوت كه انسان برخوردار از خود كنترلي (متقي ) را به وجود مي آورد.
ب . نيروي بيشتر شهوت و حاكميت آن بر فطرت كه در انسان كنترل نشده قابل مشاهده است .
ج . نوسان نيروي عقل فطري و شهوت و در نتيجه وضع نوساني در حاكميت شهوت و عقل فطري بروز مي كند.
در حالت اول فطرت يا « عقل فطري » بر شهوت حاكم شده و به وسيله عقل تجربي با دنياي خارج ارتباط دارد و هدف او دست يابي به رشد و قرب الهي تا بي نهايت است . مسير حركت از طريق انجام تكليف در پيشگاه خداوند مي گذرد. انجام تكليف در پيشگاه خداوند در قرآن مجيد با مفهوم « ذكر » مطرح شده است و چنين مي بينيم : « آگاه باشيد كه با ياد خدا قلب ها آرام مي گيرند » (رعد : 28 ) . امام صادق عليه السلام در ضمن تفسير آيه فوق مي فرمايد : ذكر اين نيست (كه فقط ) سبحان الله و الحمدلله بگوييد بلكه ذكر خدا در مورد آنچه حلال كرده و آنچه حرام كرده مي باشد. مي توان سيستم هاي ارتباطي انسان را به صورت زير خلاصه نمود :
سيستم ارتباطي انسان با خود سيستم خانوادگي سيستم علمي سيستم شغلي سيستم روابط دوستانه و گروهي سيستم ارتباط با طبيعت سيستم سياسي ـ اقتصادي سيستم ايدئولوژي .

از ديدگاه مكتب روان شناسي اسلامي چنانچه انساني هدفش دست يابي به رشد و قرب الهي تا بي نهايت باشد سيستم ايدئولژي او الزاما بايد « سيستم ايدئولژي توحيدي » باشد و تمام سيستم هاي ديگر در داخل آن محاط باشند و بصورت « زير مجموعه » قرار گيرند.

طبقه بندي « مفهوم هويت »
براساس بحث هائي كه تاكنون مطرح شدند به نظر مي رسد بتوان هويت انسان را در جنبه هاي زير مطرح ساخت : هويت حياتي هويت عقلائي هويت واقعي هويت خانوادگي هويت علمي هويت شغلي هويت روابط دوستانه و گروهي هويت ارتباط با طبيعت هويت سياسي ـ اقتصادي هويت ديني و ايدئولژي .

هويت حياتي
در « طبقه بندي ابعاد روان » توسط علي عليه السلام مفهومي تحت عنوان « روح عامل حيات » يا « روح البدن » مطرح شده است كه خود « هويت حياتي » انسان را به وجود مي آورد. روح عامل حيات ناشي از وجود حيات در اسپرماتوزوئيد و اوول است كه پس از لقاح جنين انسان را به وجود مي آورد كه پس از طي مراحلي داراي روح مي باشد. اين واقعيت توسط امام سجاد عليه السلام مورد تاكيد قرار گرفته است . باتوجه به كامل شدن ساختمان جنين در پايان چهار ماهگي روح عامل حيات كه مي توان از آن به « روح نباتي » تعبير كرد تكامل مي يابد و نيروي جديدي در او شكل مي گيرد كه قدرت حيات و امكان تعقل به صورت بالقوه در او به وجود مي آيد. امام سجاد عليه السلام اعلام مي فرمايد كه اگر جنين در چهار ماهگي كه قدرت حيات مستقل يافته توسط كسي سقط شود بايد ديه يك انسان كامل را بپردازد. در نتيجه مي توان استنباط نمود كه هويت حياتي او شكل گرفته است و اين هويت تا آخرين لحظات حيات حتي در صورت ابتلاي به زوال عقل باقي مي ماند. و تمام مقررات مربوط به حفظ حرمت هويت انسان در مورد او بايد مراعات گردد.

بايد بين « شخص » و « شخصيت » فرق قائل شد. وقتي در قرآن مجيد و سيار متون اسلامي با عنوان هاي « انسان » « بشر » « بني آدم » « ناس » « مر » و « مرئه » و ضماير مربوط به آن ها مطرح مي شوند منظور « شخص » مي باشد. انسان در داشتن اختيار مجبور است و حق انتخاب دارد و وقتي « انتخاب » خاصي را نمود داراي « شخصيت » مربوط به انتخاب خود مي گردد و فرمول زير قابل دفاع است :

شخصيت = انتخاب + شخص

شخصيت شامل عنوان هايي مانند مومن منافق كافر متقي غيرمتقي مسلم مشرك مفسد متكبر.... مي گردد.

برداشت فوق كاملا قابل دفع است زيرا ممكن است فرد مهمي از دنيا برود. در اين حال شخص او از بين ما رفته است ولي شخصيت او بر ما حاكميت دارد. اين روند را مي توان به طور شاخص در مورد پيامبران الهي و امامان معصوم عليه السلام و به درجه پايين تري در مورد علما ملاحظه نمود. همچنين امكان دارد « شخص » مورد هجوم واقع شود و يا « شخصيت » او در معرض فشار قرار گيرد. هويت حياتي همان « مفهوم شخص » مي باشد.

هويت عقلاني
هويت عقلاني انسان مربوط به عقل تجربي او است . امام صادق عليه السلام مركز عقل تجربي را در مغز معرفي مي كند. سلامت هويت عقلاني موجب سپرده شدن مسئوليت به فرد مي گردد و هر نوع اختلال در مغز و در نتيجه در عقل تجربي موجب سلب مسئوليت از انسان مي گردد و حتي حق دخالت از اموال خويش را هم ندارد. معيارهاي اختلاف در هويت عقلاني در آموزش هاي اسلامي با ضعف سفاهت جنون و « زوال عقل » مطرح شده اند.

هويت واقعي
هويت واقعي انسان مربوط به فعل و انفعال بين نيروي فطرت مي باشد. اگر عقل فطري (فطرت ) بر شهوت غلبه نمايد مي توان آن را كنترل نمايد و « انسان برخوردار از خود كنترلي » يا « متقي » به وجود مي آيد كه مي تواند با قرار دادن خود در داخل سيستم ايدئولوژي توحيدي به اطمينان كامل دست يابد و به « نفس مطمئنه » تبديل شود. چنانچه شهوت بر فطرت (عقل فطري » غلبه كند « قلب معكوس » و وارونه به وجود مي آيد كه نسبت به انجام كار خير بيگانه است و گنگ و كر و كور (صم بك عمي ) مي باشد و عامل هر فساد تباهي انحراف و جرم است .

از آن نظر مفهوم « هويت واقعي » براي اين هويت برگزيده شد كه پيامبر اسلام (ص ) مي فرمايد : « البته خداوند به كردارها و پيكرهايتان را نمي نگرد و لكن دل ها و نيت هايتان را مي نگرد » .
علي عليه السلام انسان ها را به دو بخش يعني « موجودي كه انسان است » و « موجودي كه حيوان است » طبقه بندي مي كند.

طبقه بندي فوق در ضمن ارشادي كه علي عليه السلام به صورت زير براي يكي از علماي يهود ارايه كرده است : « هركس طبعش معتدل باشد مزاج او صفا يابد و هر كس مزاجش صفا يابد اثر نفس در او قوي گردد و هر كس اثر نفس در او قوي گردد به سوي آنچه ارتقايش دهد بالا رود و به اخلاق نفساني متخلق گردد و هر كس به اخلاق نفساني متخلق گردد موجودي انساني شود نه حيواني و به « بارگاه ملك » وارد شود و چيزي او را از اين حالت برنگرداند. » به نظر مي رسد منظور از « نفس » در كلام فوق فطرت انسان و منظور اخلاق نفساني اخلاق فطري و منظور از « بارگاه ملك » بارگاه خداوند باشد.

در اين گفتار علي عليه السلام به لزوم تعادل در ابعاد مختلف هويت انسان تاكيد مي كند. بر اين اساس انسان واقعي كه در قيامت قابليت توجه خداوند به او را دارد كسي است كه فطرت (عقل فطري ) خويش را بر شهوت غلبه دهد. در حالي كه شهوت بر فطرت حاكم است در حقيقت او در اين حال « حيواني انسان نما » است و در « بعد حيواني » قرار دارد و اگر اين روند ادامه يابد در « بعد حيواني » تثبيت شده است و به سمت سقوط و هلاكت پيش مي رود.

هويت خانوادگي
قرار گرفتن در فضاي خانواده خاص موجب مي گردد تا اين نهاد به درجات مختلف بر فرد اثر گذارد و هويتي به نام « هويت خانوادگي » را به وجود آورد. علي عليه السلام در نامه خود به مالك اشتر نسبت به انتخاب مسئولان از بين « خانواده صالح » كه نسبت به احكام اسلام آگاهي دارند تاكيد مي كند : « و ايشان را از افراد آزمايش شده و داراي حيا از خانواده هاي صالح و پيش قدم در اسلام بخواه زيرا آن ها داراي اخلاق و خوهاي گرامي تر و حيثيت درست تر و طمع كمتر و عاقبت انديشي رساتر مي باشند. » .
پيامبر اسلام از ازدواج با دختران خانواده هاي ناصالح برحذر مي دارد : « بپرهيزيد از سبزه در محل جمع اوري كود حيواني پرسيده شد كه منظور چيست فرمود زن زيبا در جايگاه بد »

هويت علمي
در آموزش هاي اسلامي هويت علم و عامل به عنوان يك معيار شاخص مطرح شده است و در قرآن مجيد آمده است : « آيا آن ها كه مي دانند با آن ها كه نمي دانند يكسان هستند » (2) چنانچه مشاهده مي شود متفاوت بودن هويت آن ها به عنوان يك امر بديهي و فطري مطرح شده است . پيامبر اسلام (ص ) نيز خير و رشد را در عالم و متعلم (دانشمند و دانشجو) منحصر مي داند و مي فرمايد در ديگران خير و رشدي وجود ندارد.

هويت شغلي
علي عليه السلام ارزش هر فرد را به كاري مي داند كه به خوبي انجام مي دهد. بر اين اساس انجام كار و اشتغال به شغل خاص « هويتي اختصاصي » براي هر فرد به وجود مي آيد كه مردم او را با آن مي شناسند.

هويت ناشي از روابط دوستانه و گروهي
قرار گرفتن در يك گروه خاص ناشي از « تشابه ساختار شخصيتي » افراد مي باشد در آموزش هاي فراواني از پيامبر اسلام (ص ) و امام معصوم (ع ) بر هويت ناشي از روابط دوستانه و گروهي تاكيد شده است . در آموزش هاي متعددي از پيامبر اسلام (ص ) آمده است : « انسان با كسي است كه دوست دارد. تو با كسي هستي كه او را دوست داري . »
كه پيام همه آن ها اين است كه انسان با كسي است كه او را دوست مي دارد و مي توان گفت هويت هر دو يكسان است .

هويت ارتباط با طبيعت
نوع ارتباط با طبيعت موجب مي گردد هويتي اختصاصي براي انسان به وجود آيد. در قرآن مجيد انواع شناخت به « شناخت هاي افاقي » و « شناخت هاي انفسي » تقسيم شده اند :
« به زودي نشانه هاي خود را در آفاق و در خود آن ها نشان خواهيم داد تا براي آن ها روشن شود كه او حق است » (3)
در قرآن مجيد مطالعه طبيعت نمودي از خردمندي انسان تلقي شده است و در آ يات 191 ـ 190 سوره آل عمران چنين مي بينيم : « در آفرينش آسمان ها و زمين و در پي يكديگر آمدن شب و روز شگفتي هائي براي خردمندان است . كساني كه خداوند را (در همه احوال ) ايستاده و نشسته و بر پهلو آرميده ياد مي كنند و در افرينش آسمان ها و زمين مي انديشند كه پروردگارا اين را بيهوده نيافريده اي پاك و منزهي . ما را ازعذاب آتش دوزخ در امان بدار » . بديهي است هويت افرادي با نوع تفكر ذكر شده با تفكر افرادي كه شناخت آن ها به صورت زير در قرآن مجيد ترسيم شده است به كلي متفاوت مي باشد :
« و گويند چيزي جز زندگي دنيوي در كار نيست كه زنده مي شويم و مي ميريم و چيزي كه جز روزگار ما را نمي كشد » (4)

هويت سياسي ـ اقتصادي
سيستم سياسي ـ اقتصادي يكي از ماكرو سيستم هاي حاكم بر ساير سيستم هاي فرعي انسان مي باشد و بر حسب حاكميت يك رژيم خاص مشخص مي گردد.
پيامبر اسلام (ص ) مي فرمايد كه « مردم بر دين پادشاهان خود مي باشند » و علي عليه السلام نيز مي فرمايد : « جز در مواردي كه خداوند نگهدارد به طور قطع مردم با پادشاهان و دنيا مي باشند. »
در قرآن مجيد در يك ديد كلي احزاب به « حزب الله » و « حزب الشيطان » طبقه بندي شده اند و دو بعدي بودن انسان به اين صورت نمود يافته است (5). از ديدگاه روان شناسي اسلامي هويت سياسي يك انسان كنترل شده همان هويت ديني او است و شهيد مدرس (ره ) مي گويد « سياست ما عين ديانت ما و ديانت ما عين سياست ما است » . به طور خلاصه هويت سياسي مخصوصا در شرايط زماني ما يك واقعيت ثابت شده است و تمايل افراد به گروه هاي مختلف آن ها را در گروه خاص اجتماعي جاي مي دهد و با مطالعه حزب و گروه مورد علاقه فرد مي توان هويت فرد را به مقدار زيادي كشف نمود. هويت سياسي تا اندازه اي به هويت روابط دوستانه و گروهي شباهت دارد ولي قوي تر از آن است .

هويت ديني
سيستم ايدئولژي قوي ترين سيستم در انسان است كه تمام سيستم هاي او را تحت پوشش قرار مي دهد و تمام سيستم هاي ديگر تحت تاثير آن هستند و از آن رنگ مي پذيرند.
« اريك فرام » مي گويد : « از آن جا كه نياز به يك نظام جهت گيري و اعتقادي جز ذاتي هستي انسان است مي توان به حدت و شدت اين نياز پي برد. به راستي هيچ منبع قدرتي قويتر از آن در بشر وجود ندارد. نياز به دين يعني نياز به يك الگوي جهت گيري و مرجعي براي اعتقاد و ايمان . هيچ كس را نمي توان يافت كه فاقد اين نياز باشد. » او در تعريف دين مي گويد : « هر سيستم فكري يا عملي مشترك بين يك گروه كه الگوي جهت گيري و مرجع اعتقاد و ايمان افراد آن گروه باشد. در واقع هيچ فرهنگي در گذشته يافت نمي شود كه دين به معني وسيع فوق در آن جائي نداشته باشد. به نظر هم نمي رسد كه در آينده فرهنگي غير از آن بتواند به وجود آيد. »
از ديدگاه روان شناسي اسلامي انسان در انتخاب دين آزاد است و در قرآن مجيد آمده است : « در قبول دين اكراهي نيست (زيرا) راه درست از راه انحرافي روشن شده است » (6) ولي به منظور دست يابي انسان به رشد تطبيق رفتار اداري با آموزش هاي توحيدي بايد طبق آموزش هاي آخرين پيامبر خدا باشد :
« هر كس جز دين اسلام ديني را انتخاب كند هرگز از او پذيرفته نخواهد شد (7)
تعهد مومن نسبت به انجام كامل دستورهاي خداوند موجب مي شود تا هويت پايداري در او به وجود آيد. « قرآن مجيد (8) دين خدا با مفهوم « صبغه : رنگ » مطرح شده است و اين بدان معني است كه تمام رفتارها و سيستم هاي اساسي زندگي انسان با ايمان بايد رنگ الهي داشته باشد و طبق اوامر و نواهي خداوند باشد (9)

« هويت واقعي » انسان مربوط به فعل و انفعال بين نيروي فطرت است كه ساختار شخصيتي و نوسانات آنرا انعكاس مي دهد
« روان » با عنوان « عامل حيات » عامل ايجاد هويت انسان است . و قطعا يك عامل غير شيميائي است
عوامل و عناصر سازنده « هويت انسان » همگي متغيرند و هر لحظه ممكن است درمعرض تغييرات گسترده اي قرار گيرند ولي هويت ثابت انسان « متقي » با حاكميت فطرت در مسير ايدئولژي توحيدي وي را به « نفس مطمئنه » تبديل مي كند .
 


پی نوشت ها:
1- استاد روان پزشكي دانشگاه علوم پزشكي مشهد
2- زمر : 9
3 - فصلت : 53
4- جاثيه : 24
5- مائده : 56 و مجادله : 22
6- بقره : 256
7- آل عمران : 85
8- بقره : 138
9- رعد : 28
 


منبع: روزنامه جمهوري اسلامي 24/03/1388 صفحه مقالات